نظام‌های رتبه‌بندی دانشگاه‌های برتر دنیا گرچه با اما و اگرهای زیادی در بازه‌های مختلف لیست برترین دانشگاه‌های دنیا را اعلام می‌کنند، اما در این بین نگاهی به آخرین رتبه‌بندی‌های صورت‌گرفته طی دو سال اخیر نشان می‌دهد که رشد دانشگاه‌های بلوک شرقی از جمله روسیه و چین قابل توجه بوده؛ دانشگاه‌هایی که آمارها نشان می‌دهد یکی از مقاصد تحصیل بسیاری از دانشجویان غربی و شرقی بوده است. این مساله در کشور ما نیز بدون شک می‌تواند قابل‌توجه باشد. هر سال تعداد زیادی از دانشجویان در قالب‌های مختلف برای ادامه تحصیل به خارج از کشور سفر می‌کنند (حداقل تا قبل از نابسامانی‌های ارزی) و این کشورها با توجه به رشد علمی و نزدیکی‌های فرهنگی و اجتماعی قطعا می‌تواند یکی از گزینه‌های داوطلبان ادامه تحصیل در آنجا باشد. به همین بهانه سراغ یکی از تحصیلکرده‌های دانشگاه روسیه رفتیم. او دارای مدرک کارشناسی رشته مهندسی شیمی از دانشکده فنی دانشگاه تهران، کارشناسی‌ارشد مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف و دکتری مهندسی مکانیک از دانشگاه انرژی مسکو است. او سابقه مدیریتی در شرکت‌های وابسته به وزارت نفت و همچنین مدیریت پروژه در احداث چندین نیروگاه مهم کشور را در کارنامه خود دارد. هم‌اکنون دانشیار دانشگاه شهید بهشتی بوده و دارای بیش از ۳۰ مقاله نمایه‌شده درISI، تعداد

۵۸ مقاله کنفرانس‌های داخلی و خارجی، ۶۸ مورد راهنمایی و مشاوره پایان‌نامه‌های مقاطع کارشناسی‌ارشد و دکتری و دو مورد اکتشاف و نوآوری ثبت‌شده است. گفت‌وگوی «فرهیختگان» را با دکتر امیر سعید شیرانی در ادامه می‌خوانید:

چرا تعامل و ارتباط با دانشگاه‌های روسیه اهمیت دارد؟

اهمیت این ارتباط از چند جهت است؛ اول اینکه کشور روسیه همسایه ما است و معمولا کشورهای همسایه به دلیل توسعه ارتباطات بین هم و نزدیکی‌های فرهنگی، ارتباطات بیشتری با هم برقرار می‌کنند. علاوه‌بر این، کشور روسیه از نظر دانش آکادمیک جایگاه ویژه‌ای در بین کشورهای منطقه دارد. ‌این کشور زمانی در دنیا ابرقدرت بوده و هنوز هم از نظر علمی دارای زیرساخت‌های قدرتمندی است. در دنیای امروز علم و دانش و تکنولوژی حرف اول را می‌زند و دیگر دوره خام‌فروشی به پایان رسیده است، به هر حال از این منظر روسیه کشور توانمندی است.

وزارت علوم با چه سازوکاری ارتباطات بین‌المللی دانشگاه‌ها را برنامه‌ریزی کرده است؟

وزارت علوم برای یک‌سری از کشورها هدف‌گذاری کرده است که دانشگاه‌ها با این کشورها ارتباط بیشتری داشته باشند و این موضوع هم با توجه به نقشه جامع علمی کشور بوده است. مثلا آلمان یک کشور هدف است، روسیه و چین نیز از مهم‌ترین کشورهای هدف هستند. حالا اینکه کدام دانشگاه‌ها می‌توانند با چه کشورهای هدفی ارتباط داشته باشند، به شکل‌های مختلفی بوده است. مثلا به دلیل اینکه نسبت به دانشگاه‌های بزرگ دیگر، تعداد بیشتری از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های روسیه بین اساتید و هیات‌علمی دانشگاه شهید بهشتی هستند، ریاست کارگروه ارتباط با روسیه بر عهده این دانشگاه گذاشته شده است. به‌عنوان مثال، رئیس و معاون پژوهشی قبلی دانشگاه، معاون پژوهشی فعلی، بنده و بسیاری از اعضای هیات‌علمی در حوزه‌های علوم و مهندسی، فارغ‌التحصیل این کشور هستیم. علاوه‌بر این، در معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری نیز بخش ویژه‌ای برای ارتباط با روسیه قائل هستند و کمیته‌های مختلفی آنجا وجود دارد که ارتباط با روسیه را پیگیری می‌کنند که اتفاقا بحث همکاری دانشگاهی برعهده آقای دکتر طهرانچی است و به خاطر همین ما در نهاد ریاست جمهوری و در وزارت علوم به‌عنوان هماهنگ‌کننده با روسیه هستیم و هم‌اکنون focal point (فوکال پوینت) وزارت علوم با روسیه، دانشگاه شهید بهشتی است.

چه وظایفی در این حوزه تعریف شده است و چرا دانشگاه‌ها و اساتید ما بیشتر تمایل دارند با کشورهای اروپایی ارتباط بگیرند؟

وظیفه فوکال پوینت این است که به دانشگاه‌های دیگری که مایل هستند با روسیه ارتباط بگیرند، کمک فکری کند. به‌هر حال زبان یک مانع است و وقتی به زبان روسی تسلطی نباشد، ارتباط گرفتن با دانشگاه‌های روسی مقداری سخت است. درست است که دانشگاه‌های روسی هم در بعضی رشته‌ها، برنامه‌های درسی را به زبان انگلیسی ارائه می‌کنند، اما هم تعداد آن کم است و هم اینکه در آن رشته‌هایی که برای ما مزیت نسبی دارد و ما مایل هستیم در آن رشته‌ها ارتباط نزدیک‌تری بگیریم، برنامه‌های انگلیسی بعضا ارائه نمی‌شود و تنها راه آن این است که به زبان روسی مسلط شویم. شاید به همین دلیل در دانشگاه‌های ما به دلیل اینکه اکثر آنها فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های غربی هستند، مقداری برایشان سخت است که با دانشگاه‌های روسی ارتباط بگیرند و از طرفی نظام آموزشی روسیه نیز با مدل نظام‌های آموزشی غربی متفاوت است. البته این مشکلات مقداری کمتر شده است، اما با این حال عدم تمایل به ارتباط با دانشگاه‌های روسی در برخی از اساتید ما وجود دارد. به همین خاطر چون مسئولیت کارگروه روسیه و همچنین کشور قزاقستان برعهده ما بوده، سه دوره اجلاس برگزار کردیم و از دانشگاه‌های ایران دعوت کردیم در این همکاری حضور داشته باشند و سعی کردیم مسائل ارتباطی با دانشگاه‌های روسی و قزاقستان را در آنجا توضیح دهیم. مثلا از دانشگاه شریف آقای نایبی، عضو این کارگروه است. دانشگاه‌های دیگر نیز نمایندگانی را معرفی کرده‌اند که خوانندگان می‌توانند جزئیات فعالیت این کارگروه را در وب‌سایت دانشگاه شهید بهشتی در بخش همکاری‌های بین‌الملل مشاهده کنند.

شما هم در دانشگاه‌های روسی حضور داشته‌اید و هم اینکه ارتباطات نزدیکی با آنها داشته‌اید. مدل نظام آموزش عالی در روسیه چگونه است؟

وضعیت آموزش‌عالی در کشور روسیه را اگر بخواهیم بررسی کنیم، باید به سوابق تاریخی این کشور هم رجوع داشته باشیم. به هرحال اتحادیه جماهیر شوروی یک سیستم نسبتا بسته‌ای بود و اینها به دلایل ایدئولوژیکی که داشتند، تمایل به ارتباط‌گیری با کشورهای غربی در آنها وجود نداشت. حتی زبان دوم بسیاری از اساتید برجسته آنها آلمانی بوده است و انگلیسی نمی‌دانستند؛ یعنی متداول نبوده که انگلیسی بخوانند تا به طریقی ارتباط‌گیری کمتر و کنترل‌ها بیشتر شود. اما بعد از فروپاشی، روسیه در موقعیت دیگری قرار گرفت. اقتصاد این کشور طوری شد که رو به نزول می‌رود و سطح علمی در برخی مقاطع به دلیل کاهش بودجه به یکباره افت می‌کند و می‌بینیم که دانشگاه‌های روسیه در آن دوران شرایط سختی را سپری می‌کنند. حتی اساتید برجسته ترک وطن کرده و به کشورهای غربی رفتند. این شرایط در دهه ۹۰ در دانشگاه‌های روسی حاکم بود. اما از ۲۰۰۵ به بعد کم‌کم دولت روسیه توانست خود را شکل دهد و یک‌سری پروژه‌های کلان (یا اصطلاحا مگاپروژه‌ها) را تعریف و بودجه‌هایی را برای کارهای تحقیقاتی به مراکز دانشگاهی تزریق کند.

گفته می‌شود روسیه به نظام‌های رتبه‌بندی جهانی توجه چندانی ندارد.

بله، در روسیه به‌طور کلی سیستم‌های رتبه‌بندی به شکل مرسوم غربی را قبول ندارند. هرچند آنها سعی کردند در این رتبه‌بندی‌ها در جایگاه خوبی قرار گیرند، ولی به این جمع‌بندی رسیدند که این سیستم‌های رتبه‌بندی بیشتر برای جلب مشتری دانشگاه‌های غربی است و اگر بخواهند وارد شاخص‌های این رتبه‌بندی با قواعد غربی‌ها شوند، همیشه یک پله عقب هستند. به همین دلیل و به‌درستی دکتر آنتونوویچ سادونیچی، رئیس دانشگاه دولتی مسکو که شخصی بسیار توانمند و از افراد صاحب‌نام در مقوله ریاضیات و هوا و فضا است، طرحی را معرفی کرد که طبق آن، فقط بحث مقاله در رتبه‌بندی دانشگاه‌ها مطرح نیست، بلکه اینکه دانشگاه چه کمکی می‌تواند به پیشبرد اهداف جامعه خود داشته باشد نیز در آن ملاک‌ها قرار می‌گیرد و بنابراین یک سیستم رتبه‌بندی پیشنهاد کرده‌اند که با کشورهای دیگر مثل ایران، هند و چین در این سیستم رتبه‌بندی حضور داشته باشند.

گفتنی است، به همت وزارت علوم و طرف روسی، اتحادیه‌ای از دانشگاه‌های برتر روسیه و دانشگاه‌های برتر ایران تشکیل شده که ۱۶ دانشگاه برتر روسیه و ۱۳ دانشگاه برتر ایران در این اتحادیه حضور دارند. این اتحادیه یک دبیرخانه دائمی دارد؛ دبیرخانه دائمی در ایران در دانشگاه تهران است و در روسیه در دانشگاه دولتی مسکو. در همین رابطه چهارمین اجلاس این اتحادیه در پردیس دانشگاه تهران در کیش برگزار شد. خود این اجلاس باعث می‌شود ارتباط بین اساتید ما با آنها بهتر شود.

درباره نظام رتبه‌بندی دانشگاه‌های روسیه، بیشتر توضیح می‌دهید؟ شاید بتوان از آن الگو گرفت.

این طرح را خود رئیس دانشگاه دولتی مسکو داده است. حرفی که ما می‌زنیم این است که غربی‌ها شاخص‌ها را بر اساس نیازهای خودشان تعیین کرده‌اند. مساله بعدی این است که وزن‌بندی‌ها به صورتی است که بیشتر دانشگاه‌هایی که برمبنای سیستم غربی هستند، رتبه بالاتری می‌آورند. در نظام بین‌الملل، جذب دانشجو یک بیزنس است. یک دانشجو وقتی وارد یک کشور می‌شود، به مراتب درآمدزایی آن نسبت به یک توریست بیشتر است، چون یک توریست یک هفته می‌آید و می‌رود، ولی دانشجو چندین سال در آن کشور خواهد بود و بعد از آن اقامت، زندگی تشکیل می‌دهد و اساسا می‌تواند یک منبع درآمد پایدار برای هر کشوری باشد. چون غربی‌ها نیاز به این منبع پایدار دارند، طوری نظام‌های رتبه‌بندی را تعیین می‌کنند که در آن شاخص‌ها، ‌نهایتا دانشگاه‌های خودشان رتبه‌های برتر را می‌آورند، بنابراین در یک سیستم رقابتی جهانی برای جذب دانشجو، آنها ابزارها را براساس بیزنس خودشان تعیین می‌کنند. البته نمی‌خواهم بگویم این نظام‌ها غلط است، اما شاید همه آن چیزهایی که در آنجا گفته شده، به کار بنده‌ای که در ایران هستم نمی‌خورد و نباید فقط به خاطر این معیارها افراد ارتقا پیدا کنند.

آیین‌نامه ارتقای اساتید در ایران چه اشکالاتی دارد؟

در ایران و در همین آیین‌نامه ارتقای علمی، می‌گویند بروید در یک کنفرانس بین‌المللی مقاله بدهید. وقتی شما در یک کنفرانس بسیار معتبر مقاله ارائه می‌دهید، چه اتفاقی می‌افتد؟ در واقع من اگر مقاله ISI با رده‌بندی Q1 یا حتی Q3 داشته باشم، امتیازم برای ارتقا بیشتر است تا اینکه در آن کنفرانس شرکت کرده باشم! در حالی که اگر بخواهم در آن کنفرانس شرکت کنم، کلی هزینه برای من هیات‌علمی دارد که چاپ مقاله به مراتب هزینه کمتری دارد. دوم اینکه آن چیزی که باعث ارتقای بین‌المللی دانشگاه می‌شود، اتفاقا شرکت اساتید در کنفرانس‌ها است. وقتی یک استاد در یک کنفرانس بین‌المللی شرکت می‌کند و اساتید برجسته دیگری در آن کنفرانس آمده‌اند، باعث ارتباط‌گیری و حتی انعقاد همکاری و درنهایت توسعه مناسبات دانشگاهی می‌شود، ولی در نظام ارتقا، ‌اساتید ما از نظر امتیاز باز هم ضرر می‌کنند؛ یعنی امتیاز آن مقاله بیشتر است.

مثلا در نظام‌های رتبه‌بندی ما، مثل بنده‌ای که رشته‌ام مهندسی مکانیک است، به واسطه اینکه سابقه صنعتی دارم و مدیر پروژه تعدادی نیروگاه که در ایران کار می‌کنند بوده‌ام، در دانشگاه هم تکنولوژی نیروگاه درس می‌دهم، به اندازه یک‌هزارم امتیاز نیز برای این مساله قائل نیستند، در صورتی‌که اگر یک نفر گوشه‌ای نشسته باشد و مقاله داده باشد، زودتر ارتقا می‌گیرد تا دیگری که رفته در جاهای مختلف کشور نیروگاه راه انداخته و آن نیروگاه را وارد مدار کرده و کارش هم در راستای منافع ملی بوده است. اما این موضوع را هیچ جای این آیین‌نامه نمی‌بینیم. در امتیاز‌بندی وزارت علوم ما، حتی اگر شما طراح برج میلاد هم باشید، امتیازی در آیین‌نامه ارتقای شما به‌عنوان یک عضو هیات‌علمی ندارد، اما روس‌ها به این سمت رفته‌اند و این درست است. به‌هرحال اینها مواردی است که ما می‌توانیم در همکاری با روس‌ها برای تصحیح آیین‌نامه ارتقای اعضای هیات‌علمی بهره بگیریم.

در حال حاضر همکاری‌ها از نظر تبادل دانشجو به چه صورت است؟

یک‌سری بورس‌های دولت روسیه وجود دارد که طی آن دانشجویان هزینه تحصیل و خوابگاه را پرداخت نمی‌کنند، اما در هر دانشگاهی که برای دکتری می‌روند، ابتدا باید یک سال زبان روسیه بخوانند که دوره «پاد فک» (دانشکده آماده‌سازی) نام دارد و بعد از این دوره می‌توانند دکتری را آغاز کنند. اگر این افراد نمرات خوبی بگیرند، بعد از دوره پاد فک، همچون دیگر دانشجویان روسیه که بورس هستند، ماهیانه مبلغی نیز به آنها می‌پردازند. پس از اینکه افراد دوره آماده‌سازی زبان را طی می‌کنند، در دوره دکتری نیز باید یک‌سری دروس جبرانی بگذرانند که نمره آن در دوره دکتری محسوب نمی‌شود، اما گذراندن آن اجباری است و باید نمره قبولی داشته باشید. آنجا هم مانند ایران یک امتحان جامع به صورت کتبی و شفاهی گرفته می‌شود و یک دوره فلسفه هم هست و این دوره برای دانشجویان دکتری اجباری است. مساله بعدی هم زبان است که اگر دانشجوی غیر از روس‌زبان باشید، باید زبان روسی را در حد دکتری امتحان دهید و روس‌ها باید یک زبان دیگر از جمله آلمانی، انگلیسی یا فرانسه را امتحان دهند؛ یعنی سه امتحان جامع، زبان و فلسفه که اگر نمره قبولی کسب نشود، اجازه دفاع صادر نمی‌شود. مجوز دفاع هم به این صورت است که یک پیش‌دفاع دارد و وقتی این موفقیت‌آمیز بود -که معمولا موفقیت‌آمیز هم نیست- یک زمان دیگر را اختصاص می‌دهند تا مجوز دفاع گرفته شود. وقتی مجوز دفاع صادر شد، دانشجوی دکتری کار خود را به‌صورت کتابچه تهیه می‌کند و آن را برای حدود ۴۰ نفر یا سازمان که در آن حوزه معروف هستند می‌فرستد و از بین آنها باید تعداد مشخصی تا روز دفاع تایید کتبی بدهند و اگر این تایید نباشد، اجازه دفاع هم صادر نمی‌شود و در روز دفاع خود آنها هم می‌توانند حضور داشته باشند.

اهمیت این بورس‌ها در چیست؟

بالاخره در قبال این بورس، امکان دارد افرادی باشند که در آینده در کشورشان مسئولیت برعهده بگیرند و همین مساله باعث ارتباط بیشتر با روسیه می‌شود، مثلا در حوزه فنی و مهندسی اگر قرار است یک کشور نیروگاهی سفارش دهد به روسیه سفارش می‌دهد و همین مساله باعث درآمدزایی می‌شود. البته در همه کشورها نگاه‌های فرهنگی نیز وجود دارد. به هر حال ما در دانشگاه شهید بهشتی، با ۶-۵ دانشگاه و موسسه روسی تفاهمنامه داریم و این تفاهمنامه‌ها عمدتا جدید هستند. همچنین در سال ۹۶، ۹ مورد اعزام اساتید برای شرکت در کنفرانس‌های بین‌المللی در کشور روسیه داشتیم.

امضای تفاهمنامه همکاری مهم‌تر است یا پروژه‌های مشترک؟

صد درصد انجام پروژه‌های مشترک. البته اگر با یک دانشگاه تفاهمنامه داشته باشید، امکان رسیدن به یک پروژه اجرایی قطعا بیشتر خواهد شد، اما به معنی این نیست که به یک کار عملی برسد. به‌هرحال روس‌ها یک سیستم متمرکز دارند؛ به این معنی که مثلا اگر بخواهید به چین و روسیه بروید و کار جدی کنید، قبل از آن باید با نهاد بالادستی هماهنگی صورت گرفته باشد تا کار روی ریل بیفتد، بنابراین در جاهایی مثل چین و روسیه، تفاهمنامه خیلی می‌تواند کمک کند تا پروژه مشترک انجام بگیرد، اما درنهایت تفاهمنامه زمانی موثر است که منجر به کار عملی شود.

گمانه‌ای وجود دارد و آن اینکه دانشگاه‌ها تمایل زیادی به انعقاد تفاهمنامه خارجی دارند، چراکه انعقاد تفاهمنامه در سطح‌بندی و امتیاز دانشگاه‌ها مهم است!

قبلا شاید این‌طور بود، اما الان نیست، چون باعث کار سطحی می‌شود و تفاهمنامه‌هایی به دست می‌آید که به هیچ نتیجه‌ای منجر نخواهد شد. ما در واقع سعی کردیم تفاهمنامه‌ای که ایجاد می‌شود، یک کمیته کاری داشته باشد و منجر به یک برنامه کاری شود. دانشگاه دولتی مسکو در دانشگاه شهید بهشتی دفتری به نام دفتر لومونوسف ایجاد کرده و ما هم در آن دانشگاه دفتری به نام دفتر رازی تاسیس کرده‌ایم که این دفاتر همین هماهنگی‌های طرفین را انجام می‌دهند. یکی از کارهایی که کردیم و موفقیت‌آمیز هم بود، یک دوره تابستانی بود که در حوزه‌های نیروگاهی و نفت و گاز به مدت چند هفته به صورت مشترک در دانشگاه پلی‌تکنیک سنت پطرزبورگ برگزار شد که هماهنگی‌های آن را همین مرکز لومونوسف انجام داد.

دانشگاه‌های روسیه در چه حوزه‌هایی سرآمد هستند؟

روس‌ها در بسیاری از حوزه‌ها از جمله هسته‌ای، هوافضا، انرژی، ریاضی، کامپیوتر، بیگ دیتا (Big Data) و نانو توانمندی‌های زیادی دارند. یکی از کارهای خوبی که انجام می‌شود این است که دانشگاه‌هایی که در یک حوزه‌ای ارزش علمی دارند، همکار دانشگاهی خود را با توجه به توانمندی آن دانشگاه پیدا کنند و در دانشگاه شهید بهشتی کاری که انجام می‌شود، مربوط به همین دست مسائل می‌شود.

در روسیه همه دانشگاه می‌روند؟

نه، الزاما این‌طور نیست. آنها دوست دارند هر چه زودتر وارد بازار کار شوند. در واقع اگر بخواهید یک کار خوب پیدا کنید، شاید نیاز به تحصیل داشته باشید. ممکن است یک تکنسین ساده هم درآمد خوبی داشته باشد و لازم نیست همه مدرک دکتری بگیرند تا بعدا بروند سر کار. در روسیه برای آموزش رایگان هم کنکور وجود دارد. باید شهریه هم پرداخت کنند و به غیر از کسانی که در کنکور دولتی قبول می‌شوند، بقیه باید شهریه بپردازند و در این بین ممکن است برخی‌ها بورس باشند. در روسیه بهداشت و تغذیه رایگان برای کودکان برقرار است.

بودجه‌های دانشگاهی آنجا به این صورت است که مثلا ۲۰درصد بودجه را مستقیم دولت می‌دهد، اما دولت مگاپروژه تعریف کرده و دانشگاه‌ها را درگیر آن می‌کند و این پول مستقیم به جیب دانشگاه نمی‌رود. مثلا پروژه‌های نانو، هوا فضا و… تعریف می‌شود و از این طریق بودجه و پول به دانشگاه‌ها می‌آید. این‌طور نیست که دانشگاه‌های بزرگ روسیه خصوصی باشند. ممکن است بودجه مستقیم ندهند، اما در قبال پروژه‌ها بودجه دولتی وارد دانشگاه می‌شود. در اصل ۷۰ درصد بودجه دانشگاه‌های روسیه به پول دولت است، البته این به صورت مستقیم نیست و دانشگاه‌ها نقش پیمانکاران پروژه‌های دولتی را برعهده دارند.

و سوال آخر اینکه دانشگاه آزاد اسلامی چه فرصت‌هایی برای ارتباطات بین‌المللی دارد؟

دانشگاه آزاد اسلامی یک ارگان مهم است و امیدواریم هیاتی که الان هستند، بتوانند سیاست‌های بهتری به‌خصوص در ارتباطات بین‌المللی داشته باشند. چون دانشگاه آزاد اسلامی یک اسم دارد و تعداد زیادی شعبه که می‌تواند همه آنها را تحت پوشش قرار دهد و رتبه خود را بالا ببرد. مثلا اگر شهید بهشتی با دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ادغام می‌شد، قطعا می‌توانست رتبه بهتری داشته باشد. همچنین یکی از ویژگی‌های دانشگاه‌های آزاد اسلامی این است که متکی به دولت نیست و خود این مساله مهم است و نکته بعدی اینکه به دلیل توانمندی مالی و گستردگی رشته‌ها و دارا بودن شعب خارجی، می‌تواند پیشرفت خوبی در فضای بین‌المللی داشته باشد.

منبع روزنامه فرهیختگان

 
#

اشتراک این خبر در :